سخن دیگر

یادت باشد شب با تمام عظمتش سایه ای بیش نیست

+ بعضی ها برابر ترند

به ما گفته بودند فوتبال 11 نفره هست، بگذریم از اینکه ارژانتین دو و سه بازیکن را در قالب یک نام (مسی) به زمین فرستاده بود.

از این که بگذریم انها یک بازیکن جدید هم همراه خود داشتن بازیکنی که جای شوت زدن سوت می زد...

اینجاست که ادم می فهمد همه با هم برابر هستند ولی بعضی ها برابر تراند داور تنها کاری که نکرد این بود که خودش پا به توپ نشد وگرنه هم از بازیکنان ایرانی توپ ربایی کرد و هم پنالتی ربایی ..... کاش ما هم تیم معرفی بودیم و بازیکنان معروفی داشتیم که داوران از ما بترسند و سرمان را نبرند

نویسنده : بوف ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱
تگ ها: فوتبال
comment نظرات () لینک


+ بعضی ها برابر ترند

به ما گفته بودند فوتبال 11 نفر هست بگذریم از اینکه ارژانتین دو و سه بازیکن را در قالب یک نام (مسی) به زمین فرستاده بود.

از این که بگذریم انها یک بازیکن جدید هم همراه خود داشتن بازیکنی که جای شوت زدن سوت می زد...

اینجاست که ادم می فهمد همه با هم برابر هستند ولی بعضی ها برابر تراند داور تنها کاری که نکرد این بود که خودش پا به توپ نشد وگرنه هم از بازیکنان ایرانی توپ ربایی کرد و هم پنالتی ربایی ..... کاش ما هم تیم معرفی بودیم و بازیکنان معروفی داشتیم که داوران از ما بترسند و سرمان را نبرند

...
ادامه مطلب
نویسنده : بوف ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٤/۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سرنوشت ایران

سخنان ژنرال آیزنهاور 29 نوامبر 1952 در نخستین 

سخنرانی همگانیش پس از گزینش شدن به سمت 

رئیس جمهور آمریکا :

 گمان نمی کنم منطقه ای مهمتر از ایران روی نقشه

 جغرافیایی جهان وجود داشته باشد,ایران هم دارای نفت

 است و هم در چهار راه جهان واقع شده است.

 نباید وضعیتی پیش آید که ایران به گذشته دور خود بازگردد

 و یک قدرت نظامی شود. وای به وقتی که میلیتاریسم

 ایرانی زنده شود؛ بروید تاریخ این کشور را بخوانید تا متوجه

 حرف من بشوید.

نویسنده : بوف ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۸
تگ ها: ایران
comment نظرات () لینک


+ سخنان ادولف هیتلر 5

- کسی که میخواهد زنده بماند باید مبارزه کند و کسی که دست از مبارزه بردارد آن هم در جهانی که هستی آن وابسته به مبارزه کردن است لایق زنده ماندن نیست . (نبرد من ص ۱۷۶ )

اگر اقدامی با شکست و دلسردی روبرو شد نباید دست از تلاش و کوشش برداشت و امید پیروزی را از دست داد . نبرد من ص ۲۳۱

اشک های که پس از هر شکست می ریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم.

نویسنده : بوف ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱۳
comment نظرات () لینک


+ ای قوم به حج رفته ....

ای قوم به حج رفته کجایید کجای

معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

 در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید

 هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید

 یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید

 از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید

یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

نویسنده : بوف ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٦
تگ ها: مولوی
comment نظرات () لینک


+ چرا یهود بد است؟؟

"از جبهه جنگ جهانی اول برای مرخصی به شهر بازگشتم و اتفاقی با یک یهودی رو به رو شدم و جا خوردم و با خودم گفتم که آیا می توان باور کرد که او یک آلمانی است؟؟؟"
اکنون چه برداشتی از این عبارت می توان کرد؟اما صهیونیسم همواره تلاش می کند تا ادامه جمله برای همیشه از متن کتاب حذف شود و ادامه جمله این است:
"چرا که وقتی چرخی در شهر می زنم می بینم که یهودیان با بنگاه های ربا خواری خود خون مردم را می مکند و زنی را دیدم که با شوهر و بچه هایش در یک خرابه زندگی می کرد و ضجه می زد و به آن یهودی التماس می کرد که غذای بچه هایم را در ازای ربا با خودت نبر...
خیلی متاثر شدم و سعی کردم به خیابان بروم در آنجا دیدم که یک جوان آلمانی که می توانست با عظمت قدم بردارد برای یک گرم مواد مخدر به یک یهودی التماس می کرد و گریه می کرد...
در یک کافه یهودی دیدم که یک دختر آلمانی را برای مشتری در جلوی در گذاشته اند خیلی عصبانی شدم...
به دکه روزنامه فروشی رفتم تا یک روزنامه بخرم ولی دیدم که روزنامه یهودیان ما سربازان را که در جبهه ها برای دفاع از آنان جان خود را فدا می کنیم را جنایتکار می خواند و از دشمن طرفداری می کند حتی کارش به جایی رسیده است که به قیصر ویلهلم ناروا می نویسد!!!
ناراحت شدم و تصمیم گرفتم که بقیه مرخصی ام را به جبهه بازگردم زیرا در آنجا احساس راحتی بیشتری می کنم و احساس می کنم سربازانی که در کنار من اند آلمانی اند چون به کشور خود از پشت خنجر نمی زنند"
چند سطر آن طرف تر نوشته است"آیا این شان یک شهروند آلمانی است؟؟؟"

برگرفته از کتاب نبرد من

نویسنده : بوف ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۳
comment نظرات () لینک


+ چقدر از افکارت مال خودت

همین جوری شبیه هم هستن ها!!!!

واقعا در این دنیا که دائما دارند تفکرات خودشان در هر قالبی به خورد ما می دهند چطوری می توانیم بگویم این  انتخاب انتخاب خودم است از کجا می دانید که این انتخاب را قبلا کسی به خورد تان نداده باشد؟؟؟؟

نویسنده : بوف ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٦
comment نظرات () لینک


+ نام این جنایت را چه باید گذاشت...؟

 

ان ها در میان ما زندگی می کنند. در ظاهر شبیه ما هستند اما در باطن خبیث ترین موجوداتی هستند که پای به روی زمین گذاشته اند.
آنها انگل های هستند که شیره وجودی یک اجتماع را می مکند و از پیکره آن اجتماع برای اهداف کثیف شان استفاده می کنند و پیکر بیمار ان جامعه را رها می کنند تا بمیرد.
به سان مایعی بی رنگ، به شگل و رنگ هر ظرف در می ایند اما باطن خود را نگه می دارند. انقدر انجا می مانند تا بگندند و لجن همه جا را فرا بگیرد. ان هنگام با اولین تابش خورشید ان ها بخار می شوند و می روند و ظرف را با آن لجن ها و کثافت ها به حال خودش رها می کنند و می روند.
آن ها هم چون اب باران که در عمق شکاف بزرگ ترین صخره ها نفوذ می کند رخنه می کنند و در انجا انقدر می مانند تا در تاریکی شب در ان هنگام که همه در خواب هستند و سرمای نادانی بر همه جا حکم می کند آرام ،آرام با هم یکی می شوند و یخ می بندند و محکم ترین کوه ها را خورد می کنند.
ان ها کیستند که در میان ما هستند اما با ما نیستند.آن جانوران درنده خو که به میزبانان خود رحم نمی کنند.آنهای که تنها ذات دروغگوی دارند. بر سر سفر نعمت های ما مظلومان می نشینند و لبخند را بر لبانشان می دوزند . تا مبادا فکر های پلیدشان را از چشمانشان بخوانید.آن قومی که به فرزندان ولی نعمت شان نیز رحم نکردن به همان کسانی که آن ها را از بردگی رهاندن. همان های که به آنها ازادی ، اسایش ، نان و جا برای زندگی دادند ؟؟؟؟
اری آن انگل های خون آشام کسانی به جز صهیونیست های یهودی نیستند.همان های که فرزندان کوروش بزرگ را به بهانه واهی قتل عام کردند همان های که از 21 اسپند تا 13 فروردین ماه 75800تن از بهترین فرزندان این اب و خاک را قتل عام کردند و هر ساله با کمال بی شرفی در 21 اسپند (14،15 آدار) جشنی با نام پوریم می گیرند . و به خاطر ریختن ان همه خون پاک نیاکان ما رقص و پایکوبی می کنند .ان ها نسلی از نخبگان ایران که مانع از نفوذ ان ها در حکومت بودند را به خاک و خون کشیدند و با این کار زمینه فروپاشی امپراطوری هخامنشیان را فراهم کردند. این جنایت را چگونه می توان توجیح کرد این نسل کشی ،این ایرانی کشی را ...؟
ذات پلید این قوم وحشی در این جنایت به خوبی مشخص است این جنایت کاران مظلوم نما...
نام این جنایت  را چه می توان گذاشت...؟
ادامه مطلب را بخوانید......
...
ادامه مطلب
نویسنده : بوف ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ قحطی بزرگ در ایران (نسل کشی در ایران توسط انگلیس)

محمدقلی مجد در کتاب: قحطی بزرگ و نسل‌کشی در ایران ۱۹۱۷-۱۹۱۹ بر مبنای مدارک معتبر موجود در مرکز اسناد ملّی ایالات متحده آمریکا نارا ثابت می‌کند که قحطی بزرگ در ایران در سده بیستم میلادی، در زمان جنگ جهانی اول رخ داده است. محمدقلی مجد نشان می‌دهد که در طول سالهای ۱۹۱۷-۱۹۱۹ بین هشت تا ده میلیون نفر از جمعیت بیست میلیونی ایران یعنی ۴۰ درصد در اثر قحطی یا بیماریهای ناشی از سوءتغذیه از بین رفتند. مجد دولت بریتانیا را عامل و مسبب این نسل‌کشی مهیب می‌داند و نشان می‌دهد که استعمار بریتانیا از سیاست نسل کشی و کشتار جمعی به عنوان ابزاری برای سلطه بر ایران بهره برد.

در آن زمان بخش مهمی از محصولات کشاورزی ایران صرف تأمین سیورسات ارتش بریتانیا می‌شد که در نتیجه به کاهش شدید مواد غذایی در داخل ایران انجامید. عجیبتر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد. بر اثر چنین فاجعه عظیمی بود که جامعه ایرانی به شدت فروپاشید . مجد چنین نتیجه می‌گیرد: «هیچ تردیدی نیست که انگلیسیها از قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله‌ای برای سلطه بر ایران استفاده می‌کردند.
منبع ویکی پدیا(ایران در جنگ جهانی اول)
نویسنده : بوف ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٥
comment نظرات () لینک


+ هدف بزرگ حکومت رایش سوم(پایان بخشیدن به استعمار جهانی)

در17ژانویه سال 1936 (سه سال پیش از آغاز جنگ جهانی دوم) دکتر ژوزف گوبلز وزیر تبلیغات دولت هیتلر در اجتماع بیش از 18 هزار تن از اعضای حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان (نازی) گفت که تنها هنر بعضی دولتها (اشاره به انگلستان و فرانسه) استثمار ملل دیگر و ارتزاق از این راه و آقایی کردن بر همان ملل و تحت انقیاد نگهداشتن آنها است. داد و ستد عادی با این ملل تحت سلطه هم باید با تصویب قبلی استعمار گران انجام شود. کارخانه های آلمان نیاز به مواد خام دارند، ولی خرید این مواد باید با تصویب قبلی «دولتهایی که ارباب و آقای آنها هستند» باشد و گرنه کشورهای دارنده این مواد خام جرات فروش مستقیم نخواهند داشت. اربابها (قدرتهای استعمارگر) دولتهای تحت سلطه خود را تو سری خور و در حالت ضعف نگه می دارند تا سرکش نشوند و حق خود را نخواهند. در کشورهای تحت سلطه، دولتها از مردمشان جدا هستند و سلطه گران هم ادامه این وضعیت را می خواهند و می کوشند که مردم این کشورها از آن چه که روی می دهد و حقایق پیرامون خود آگاه نشوند و حق خود را مطالبه نکنند و .... دولت آلمان این نظم را رد می کند و راهی ندارد جز این که به این استثمار و استضعاف پایان دهد. ما از لحاظ قدرت نظامی و ظرفیت صنعتی چیزی از این استثمار گران کم نداریم که نمی توانیم با پول خرید کنیم و آنها به مفت می برند و مانع از خرید ما می شوند . این وضعیت در این دوران قابل تحمل نیست و ما ادامه آن را نمی پذیریم و ....
گرچه در ترکیب قدرتها تغییراتی روی داده است ولی به نظر می رسد که حرفهای آن زمان گوبلز کهنه نشده و ماندگار مانده اند

نویسنده : بوف ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٥
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد