سخن دیگر

یادت باشد شب با تمام عظمتش سایه ای بیش نیست

+ بازی

بازی ،بازی،بازی خورشید و زمین(تغییر فصل)

بازی،بازی،بازی ابر و زمین تشنه(باران)

بازی، بازی،  توپ بازی (فوتبال ایرانی)

بازی ،بازی، با موهای تو بازی(نوازش کودکانه)

بازی ،بازی، با واژه ها بازی(ابراز عشق)

بازی ، بازی ،بازی باهم بازی(ازدواج)

بازی، بازی ،بالبان تو بازی(بوسه بی انتها)

بازی، بازی ،شطرنج بازی(سیاست)

بازی،بازی، با احساس من بازی(رفتن تو)

بازی بازی با احساس تو هم بازی (شوخی بی جا)

بازی ،بازی،با تاریخ من وتو بازی(................................)

بازی، بازی، با خدا هم بازی(..................................)

 

نویسنده : بوف ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۳٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ هزینه ای که جمهوری اسلامی برای وحدت عربی می پردازد

1- گفتگوی روز گذشته بشار اسد با روزنامه الخلیج چاپ امارات متحده عربی و حمایت او از ادعاهای امارات درباره جزایر سه کانه ایرانی خلیج فارس بازتاب های زیادی در مطبوعات منطقه و رسانه های ایرانی داشت.
در این گفتگو
رئیس جمهور سوریه ضمن موافقت با موضع امارات در باره جزایر سه گانه خواستار حل مسالمت‌آمیز این موضوع شده و وعده داده بود که از دوستی خود با ایران و امارات در این جهت استفاده خواهد کرد. احمد زید آبادی درنوشتاری در تارنمای بی بی سی فارسی به تحلیل این رفتار بشار اسد و وضعیت او در جهان عرب در آستانه بررسی پرنده برنامه هسته ای مخفیانه سوریه در آژانس بین المللی انرژی اتمی پرداخت و یاد آور شد: « هر چند که سوریه همواره پای بیانیه‌های جمعی کشورهای عرب در مورد حمایت از ادعای امارات نسبت به سه جزیره خلیج فارس را امضا کرده، اما تا کنون حمایت خاص این کشور از ادعای امارات به ندرت صورت گرفته است. از این رو، اشاره آقای اسد به موافقتش با موضع امارات در باره جزایر سه گانه را می‌توان به عنوان نشانه‌ای از آمادگی وی برای پیوستن به آنچه محور میانه‌روی در خاور میانه خوانده می‌شود، تفسیر کرد» .

2- چندی قبل به بهانه اقدام مراکش در اعلام قطع رابطه با جمهوری اسلامی با دکتر داوود هرمیداس باوند گفتگو می کردم . دکتر بعد از تحلیل شرایط منطقه خاورمیانه و جهان به شرایطی که کشورما هم اکنون در آن قرار دارد قراردارد پرداخت. من از ایشان پرسیدم آقای دکتر به نظر شما همه این ها چرا برای کشورما اتفاق می افتد که دکتر باوند در پاسخ به این سوال من گفت: جواب روشن است ما در قبال این کشورها همیشه مماشات و مسامحه می کنیم و آنها نسبت به ایران جری تر می شوند. او در ادامه به صرف نظر کردن ایران از دریافت غرامت جنگ هشت ساله از عراق اشاره کرد و گفت: «ما در گفتگوهای رسمی با مسئولان عراقی مدام می گوئیم که عراقی ها دوستان و برادران ما هستند اما از دریافت غرامت از آنها سخنی به میان نمی آید ولی عراقی ها مدام ما را شرمنده می کنند و به هر بهانه ای قرارداد ۶ مارس ۱۹۷۵ الجزیره میان دو کشور را زیر سوال می برند و این تکرار همان ادعاهای صدام حسین است و ما توجهی به این سخنان تحریک آمیز و خصمانه عراقی ها نمی کنیم» .
دکتر باوند در ادامه با اشاره به سخنان چندی قبل هوشیار زیباری در مورد جزایر سه گانه ایرانی خلیج فارس، گفت: «مسئولاین عراقی حتی جسارت را در مورد ایران به جایی رسانده اند که از ادعاهای امارات در مورد جزایر حمایت می کنند. و اگرچه امروز کمی با ایران رودربایستی دارند هیچ بعید نیست در آینده ای نزدیک شاهد حمایت صریح تر آنها از ادعاهای امارات نیز باشیم».
این استاد روابط بین الملل در ادامه این رفتار اعراب را ناشی از برخورد "ارزشی" مسئولین دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی با این کشورها دانست و خاطر نشان کرد: «ما در برخورد با اعراب و کشورهای عربی مدام از همبستگی اسلامی سخن می گوئیم درحالی که آنها به دنبال اتحاد عربی هستند و به ایران به عنوان تشکیل دهنده "هلال شیعی" نگاه می کنند و از نقش و حضور ایران در منطقه و جهان اسلام وحشت دارند».

نویسند:مسعود لواسانی

برگفته از سایت:http://3islands.blogspot.com/2009/03/blog-post.html

نویسنده : بوف ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تن کشی

چند وقت پیش داشتم یه اهنگ از چاوشی می شنیدم در مورد خود کشی که در ان چند نفر با هم درباره کسی که می خواست خودش از بالا به پایین پرت کند حرف می زدند.

چی شده، منم الان رسیدم می گن می خواد خود کشی کنه ،برای چی،عاشقی،خوشی زده زیر دل،یعنی چی، رفیقاش می گن یه دختری می خواسته بهش ندادن،این همه ادم این مشگل براش پیش میاد ادم اگر اراده داشته باشه این کار نمی کنه ادم اگر مرد باشه، خود کشی کار ادمهای ضعیف

واقعا خود کشی چیست واقعا چرا یک ادم دست به این کار می زند

 

 

.همه می دانند که ادم از مرگ فراری است پس زمانی که یک انسان به استقبال مرگ می رود باید اتفاق مهمی براش پیش امده باشد باید زجر زیادی کشید ه باشد که تن به مرگ و سیاهی گوربدهد .خوب که فکر می کنی این زجر ادم های اطراف اون کسی که می خواد خود کشی کند برایش بوجود اورده اند تمام مردم که توی اجتماع هستن با رفتارشان با کارهای که می کنند باعث می شن یکی خود کشی کند .انقدر این مردم پست هستند که حتی وقت مرگ وبعد از مرگ هم دست از سر کسی که خود کشی می کند بر نمی دارند یکی نیست بگوید بابا کثافت ها شما باعث این کار شدین با کارهای که می کنید شما ان  فرد را به مرز جنون رساندین و ان کسی که خود کشی می کند باید ادم خیلی خوبی باشد وگرنه می تواند کاری کند که همرا خودش خیلی ها هم از این دنیا بروند، در هر صورت حداقل اگر ما یه کمی وجدان داشته باشیم باید به این موضوع جوری دیگر نگاه کنیم باید دنبال دلیل واقعی ان بگردیم نه اینکه باز انرا سر کوب کنیم اگر بخوای درست به این جریان نگاه کنیم خودکشی چیزی هست که هر روز ما انجام می دیم ولی از لحاظ ما این کار ها خود کشی حساب نمی شود.اگر بخوای خوب به جریان نگاه کنید کشتن نفس انسان خود کشی است نه کشتن تن، ما هر روز زیر بار هزاران کار کمر خم می کنیم زیر بار همه حرفی می رویم تن به هر خفتی می دیم چیزی به اسم نفس برای ما ادم ها وجود ندارد ما هر روز نفس خودمان را می کشیم. این خود کشی این نفس کشی گناه این کار از تن کشی خیلی بیشترگناه دارد. ادم باید اول نفس خودش را بکشد تا بتواند بعدا تنش بکشد توی جامعه ما هزاران نفر با خفت زندگی می کنن از اون زن های که تنشان را می فروشن نمونه از این ادم ها هستن انان هر روز خود کشی می کنن یا این همه پدر که بخاطر فرزندان وهمسران نشان دارند تن به هر کاری می دهند وهزاران نمونه دیگر اگر خوب نگاه کنید کشتن تن خیلی بهتر از کشتن نفس است. کسی که تنش از این دنیا رها می کند خیلی بهتر از کسی است  که انقدر پست وبی ارزش است که حتی شهامت این کارهم ندارد که تن به هر کاری می دهد زیر بار ظلم هر کس و نا کس می رود ایا بنظر شما این خود کشی است یا کشتن تن خود کشی به حساب می اید

نمونه فرق بین خودکشی وتن کشی رو می توان اشاره به رهبر بزرگ ادولف هیتلر و دیکتاتور احمق صدام حسین کرد.

ادولف هیتلر که هرگز دست به کشتار دست جمعی نزد و به جنگ مردانه اعتقاد داشت با وجودی که المان خود سازنده گاز شیمایی بود وهست هرگز در جنگ از ان استفاده نکرد.با وجودی که خیلی ها لقب دیکتاتور به او داده بودن ولی او هرگز کاخی برای خود نساخت او هرگز پولی برای خود بر نداشت برای همین هیچ وابستگی به دنیای مادی نداشت زمانی که برلین در استانه سقوط قرار داشت ودیگر هیچ کاری از کسی بر نمی امد با نامزدش ازدواج کرد و٢۴ ساعت بعد همرا با همسرش دست به تن کشی زد با شلیک کلوله وهمسرش با خوردن سیانور وبعد به دستور خودش جناز او و همسرش را سوزاندن.

از سوی دیگر تاریخ دوباره تکرار شد واینبار بغداد بجای برلین  واینبار صدام بجای هیتلر هر چند که هیتلر ان مرد بزرگ کجا و صدام حسین هوس باز کجا .

صدام حسین که دیکتاتور به تمام معنا بود در جنگ های خود دست به چپاول ودزدی وکشتار جمعی فراوانی زد

اوحتی به مردم کشور خود هم رحمی نکرد ،به دستور او کاخ های فراوانی ساخته بودن ومجسمه های فراوانی او که به یک زن قانع نبود.پسر بزرگش دختران زیبا وحتی زن های شوهر دار براش می اورد.او ملییارد ها دلار در امد نفت عراق را در بانک های سویس به اسم خودش گذاشته بود.زمانی که بغداد سقوط کرد به داخل یک سنگر لانه روباه ی که  سربازان در زمان کمین چند ساعت برای خود می سازنن وتنها می توان در ان ساعتی را تحمل اورد روز ها را سپری کرد وبا خفت هر چه تمام تر زندگی کثاف بار خود را ادامه داد وحتی در این زمان دست از پولهای عراق بر نداشته وبروی یه کیف پر از پول می خوابید بعد از چند روز دستگیر شد ودیگر خودتان دیدی که با چه خفتی در جلوی دوربین معاینه وبعد دادگاهی وبعد هم اعدام شد ایا این کشتن شخصیت دیکتاتور نبود ایا این کشتن غرور ملت عراق نبود که فردی که ٣٠ سال بر انها حکومت کرد با این وضع اعدام شد .

فرق بین خود کشی وتن کشی همین است مرگ با شرافت وزندگی با خفت وکثافت بار............     

نویسنده : بوف ; ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٧
comment نظرات () لینک


+ سکوت کن !

سکوت کن

سکوت کن

               -  به یادِ آنکه :

                                    -  در سپیده جان سپرد

سکوت کن

سکوت کن

               -  به یاد آنکه :

                                    -  با امید خلق

                                                      -  مرد

سکوت کن

         -  به یاد خشمِ آن شهید سربلند

سکوت کن

         -  به یادِ آنکه :

                               -  عاشقانه

                                             -  زخم خورد

تو از

       -  سکوت

                  -  اگر

                        -  به خشم می رسی

                                                -  سکوت کن

 

 

                                               بهار 56

نویسنده : بوف ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٩
comment نظرات () لینک


+ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : بوف ; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دهانت را می بویند:

دهانت را می بویند:
مبادا که گفته باشی دوستت می دارم
دلت را می بو یند
روزگار غریبی است نازنین،
وعشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوختبار سرود و شعر فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن،
روزگار غریبی است نازنین
آن که بر در خانه می کوبد
شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
وترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی است نازنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای مارا بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.

                                          (احمد شاملو)

نویسنده : بوف ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خرچنگ های مردابی(باغ کال پرست)

درین زمانه ی بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خودرا

برای این همه ناباور خیال پرست

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علف های باغ کال پرست

هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است

به تنگ چشمی نامردم زوال پرست


دانلود آهنگ: خرچنگهای مردابی 

محمد علی بهمنی

نویسنده : بوف ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٥
comment نظرات () لینک


+ خیام

ای کاش جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی

...................................................................................................


دیدم بر سر عمارتی مردی فرد
که او گل لگد میزد وخوارش می کرد
وآن گل به زبان حال با او می گفت
هشدار!چون من بسی لگد خواهی خورد

نویسنده : بوف ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱۳
تگ ها: خیام
comment نظرات () لینک


+ سکوت

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : بوف ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

خدای هر کسی به اندازه عقلش

.انسان همیشه به دنیال خدا می گردد چون در ذات انسان گرایش به خدا وجود دارد اگر به تاریخ نگاه کنید می بینید که همیشه انسان به دنبال خدا برای خودش بوده از نخستین ادم ها تا امروز که پیشرفته ترین ادم ها روی زمین  زندگی می کنند. در ابتدا که عقل بشر کم بود خدا را همان قدرت های طبیعی می دانست مثل خورشید ،ستارگان و گاو و خرما....شروع به پرستش کرد چون عقل انسان در این حد بود هر کسی ان چیزی که توی طبیعت بیشترین سود را بهش می رسانید می پرستید .مثلا فکرش را بکنید توی یک جنگل بزرگ دارید زندگی می کنید پر از حیوانات درنده .شب های وحشناکی دارید چون بیشتر شکارچیان برای شکار شب را انتخاب می کنند پس باید برای انسان بی دفاع که تنها پوشش اون برگ درختان وخانه اش روی درختان یا توی غاره ها یوده است.شب خیلی ترسناک و وحشتناک باشد و همین که صبح می شود خورشید که بالا میاد همه موجودات ترس اور و خطر ناک و اهرمنی با دیدن نور خورشید به لونه های خودشان می روند چرا چون خدا امد و دیگر جای برای اهریمن و تاریکی نیست خورشید خدای بزرگ طلوع کرده است. و یا فکرش کن توی بیابان بی اب و علف روز بهتر است یا شب برای یک انسان اولیه معلوم که شب چون خورشید توی روز انقدر گرما تولید می کنه که شبیه یه جهنم سوزان است که این کار فقط کار اهریمن است ولی شب هوای خیلی خوبی دارد از طرفی ماه شب را روشن می کند و ستارگان مسیر را نشان می دهند توی بیابان اگر ستاره ها وجود نداشته باشند پیدا کردن راه غیر ممکن است مثل دریا پس گم می شوید اگر گم شدی دیگر گروه امداد نجات نیست که بیاد دنبالت پس می میری ولی خوب خدای بزرگ ستارگان هستند که راه زندگی رو نشان بدهند. و یا گاو شما خودتان رو بزارید جای انسان اولیه کسانی که تو روستا زندگی می کنند می دانند گاو چقدر مفید است گاو به ادم شیر و چقدر چیزهای دیگر که از خود شیر بوجود میاد و گوشت می دهد و حتی از مدفوع گاو خانه سازی می کنند از همون مدفوع گاو بعنوان دارو استفاده می شود حتی زمان حمله پشه ها با سوزوندن مدفوع گاو پشه ها را فرار می دهند و هزار استفاد دیگر که از چرم و شاخ اون می کنند  پس این موجود که هم ظاهر جالبی دارد و هم سود بسیار و زندگی بخش است ،خدا هست .و یا توی عربستان خدای خرما وجود داشته عرب ها که چیزی برای خوردن نداشتند بجز خرما و این خرما بود که اونا رو نجات می داد پس شد خداشون شاید شنیده باشید یا خدا رو بخواه یا خرما که از این جریان می اید البته لازم به یاد اوری است چون عقل بشر اولیه کم بود وقتی خیلی گرسنه بود خدا رو هم می خورده( خوب عقلش در حد یه بچه هست اگر از یه بچه بپرسی خدا ی تو چی می گه پفک بچه بفک دوست داره ولی وقتی گرسنه هست می خوردش).

هر کی بریز شاه دونه فکر می کنن خداشون

خلاصه بعد از گذشت چندین هزار سال که بشر توانست پیشرفت کند وخانه بسازد سلاح بسازد و فهمید خیلی چیزا رو و براش عادی شد خیلی چیزا و با پیشرفت علمش دلیل خیلی چیزا رو فهمید رنگ خدا عوض شد انسان با خودش فکر کرد و فهمید که خیلی چیزا جز طبیعت واین ها خدا نیستند پس دست از پرستش برداشت ولی خوب خدا هنوز نیاز ذاتی انسان بود پس دنبال خدا باید گشت خدای که خورشید را بوجود اورد خدای که ستارگان را بوجود اورد چون انسان دست به ساختن زد فهمید هر چیزی اطرافش باید ساخته بشود. اینجوری نیست که خودش بوجود بیاد واژه خدا در فارسی به معنا مالک هم هست که در زمان قدم کسی که خانه می ساخت مالک اون خانه خودش بود وسازنده اون خانه هم خودش بود پس خدای خانه بحساب می امد پس کسی صاحب این خونه هست این جهان بزرگ افریده ( حالا بچه ما بزرگ تر شد دیگه پوفک مال بچه ها هست الان دوچرخه می خواد پس خدای که قابل ساختن باشه بوجود میاد بت ها رو می سازن یا همون دوچرخه ها برا بچه که یه کمی بزرگ تر شد ).بعد بت پرست شد چون بنظرش باید خدا جنبه مادی داشته باشه وقابل دید باشه خیلی مسخره هست خدارو نشه دیدی و خود خدا هم نتواند ببیند و نتواند بخورد یا دست پا نداشته باشد اگر به انسان اون موقع بگی خدای وجود دارد اما قابل دیدن نیست مسخرت می کرد خدا که دید نمی شود؟

 جالب این که انسان همیشه از گذشته خود وام می گیرد و حتی بعد ساخت بت ها رو مثل چیز های که پرستش می کردند ساخته اند مانند بت های که سر گاو داشتن.بعد از این دور انسان در مرحله گذر از خدای مادی به خدای غیر مادی قرار می گیرد رو به پرستش خدا های قصر های بزرگ می اورد یعنی پرستش انسان های قدرتمند و چون اولین اجتماع انسانی در دست زن ها بود پس زنان صاحبان قدرت به حساب می امدن وخدایان زمین های بسیار وخانه ها بزرگ (بچه به سن احتیاج جنسی رسید زن نشانه باروری وسنبل احتیاج جنسی) و این جا هست که الهه ها نیمه خدا بوجود می ایند مثل الهه باروری یا الهه اب های روان الهه پاکی و خیلی الهه های دیگه که زن هستن توی این مرحله گذر بعد از یه مدت روش زندگی عوض می شه حال کم کم قدرت داره دست مرد ها می افته چون کار کشاورزی و کار های دیگه احتیاج به قدرت بدنی زیاد دارد مرد ها این قدرت بدنی رو دارن از طرفی الهه ها احتیاج به همسر دارند برای نیاز جنسی پس باید مردی از نوع الهه بوجود بیاد یعنی خدای مرد خدای جنگ خدای مرگ و خدا پهلوانان این مرحله ادامه دار تا انسان از مرحله مادی پرستی به روح پرستی و بعد به خدا پرستی تبدیل می شه بعد از یک مدت که دانش بشر بیشتر می شه و تقریبا رفاه برای مردم بیشتر می شه و درک می کنه که همه انسان ها یک سان هستن پس اون نیمه خدا هم چون مثل ما هست دیگر خدا نیستند. خوب بازم خدا نیست و نیاز ذاتی انسان رو روی به خدا می اورد حالا می دونه هیچ کاری بی دلیل نیست و هیچ چیز ساخته نمی شود جز اینکه کسی بسازتش از طرفی این می داند که خودش با بقیه جانوران فرق دارد دلیل این فرق را روح می داند. برای خودش روحی در نظر می گیرد پس خدا باید همون روح باشد. و روح ما باید بخشی از خدا باشد و کسی اون بوجود اورده باشه پس خدا. وجودی یا روحی هست که بزرگ افریننده هست ولی دیده نمی شه همه قدرتها دست او هست هیچ چیز بی اراده او جابجا نمی شود حتی برگ درختان و از طرفی چون خدا بعد دورانی که مرد قدرت داشته بوجود امد خدا مرد بحساب می اید مثل الله که مذکر مجازی است بعد سالیان دراز که بشر شروع به ساخت ماشین ها می کنه و اختراعات بزرگ شگل می گیره .خدای ماشینی بوجود می اید اکنون در کشورهای اروپای خدای ماشینی وجود داره خدا که دید نمی شود افرینده هست قدرت مطلق هست ولی خوب مثل یه نفر که یه وسیله می سازد مثل کسی که بازی کامپیتوری می سازد دیگه کاری نداره که داخل چه اتفاقی می افتد چون اون خدا قادر توی اون اختراش یک سری قانون گذاشته و اون قوانین اگر بفهمی و رعایت کنید می توانید خیلی خوب از اون اختراع استفاد کنی یا همون بازی و اگر خلاف قوانین عمل کردی با همون قوانین کارت را تمام می کند فعلا که خدا توی اروپا برای مردم اینطوری تا ببینیم بعدا خود چطوری می شود

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

نتیجه

از ماست که بر ماست

این اتفاقات نشون می دهد اشتباه از ما هست که خدا رو نمی توانیم بشناسیم نه از خدا ،اگرعلم ما پیشرفت بیشتری کند به خدای واقعی نزدیک تر می شویم خیلی کار های ما اکنون می کنیم ریشه در فکر های گذشته ای  ما دارد مثل همان شمع که هنوز در خیلی از ادیان  استفاد می شود که ریشه در اتش مقدس دارد یا همان حرف که هر وقتی که داشتی اب روی اتش می ریختی بزرگ ترها می گقتند بسم الله بگو جن و پریا برن ولی نمی دانستند دلیلش این که می خواید اتش مقدس خاموش کنید باید از خدا صاحب اتش مقدس اجاز بگیرید یا این که بزرگان ما می گن اب روشنی که اونم ریشه در تاریخ گذشته ما دارد خیلی چیزا دیگه که ما بعنوان نشانه ازشون استفاد می کنیم ریشه در ایین های گذشته دارد مثل چشم زخم ها و خیلی چیزا دیگه حتی نگاه ما به خدا هم هنوز الوده به گذشته ما هست هنوز که هنوز ما خدا رو با احتیاجات خودمان می جویم  زمانی که مشگلی داریم  زمانی که کم بودی داریم رو به خدا می اوریم و پرستش می کنیم التماس می کنیم خواهش می کنیم ولی همین که احتیاجات مون برطرف شد رو می اوریم به کار های اشتتاه  خودمون مثل گذشتگان که بخاطر احتیاج خدا می پرستیدن وبخاطر ترس. هنوز که هنوز خیلی از ما ها خدا رو بخاطر بهشت و جهنم می پرستیم نه خود خدا . هنوز که هنوز ما خدا رو از دریچه عقل ناقص خودمون می بینیم . هر کسی خداش در حد عقل و شعورش. ادم دروغ گو خداش دروغ می گوید و به ادم اجازه می دهد برای اینکه اتفاق بدی نیفتد شما حقیقت را پنهان کنید ادم دزد خدایش دزدی می کند  و اجاز می دهد که در جنگ بتوانی اموال دیگران را بدزدی ادم زنا کار خدایش زنا کار است و اجاز می دهد شما مالک زن های شوهر دار بشوید ادم مال مفت خور خدایش مال مفت خور است و قربانی می خواد ادم اهل هوس جنسی خدایش اجاز هوس بازی می دهد ادم شراب خور خدایش اجازه شراب خواری می دهد ........

هزاران اشتباه ما که به نام خدا تمام می شود افریدگار پاک که هیچ گونه دخالت در این کار های پست ندارد ولی ما به نام اون این کار ها رو انجام  می دهیم و بعد می گویم خدا گفته خدا خواسته هنوز که هنوز ادم های  جاهل بت پرستی رو دارن ادامه می دن هنوز خیلی ها در مرحله گذر از خدای مادی به خدای معنوی هستن ورو به پرستش انسان های نیمه خدا اوردن....................................................

 

ادم تنبل عقل هفت پادشاه داره

در همون زمان ها که انسان بدنبال خدا بود عده ای ادم سود جو تنبل و مال مفت خور گفتن که ما با خدا ارتباط داریم خدا قوانینی رو گذاشته که فقط ما می توانیم از اون قوانین سر دربیاوریم و خودشان را مردان خدایان نام نهادن و شروع کردن به ساختن قوانین دروغین و ثروت اندوزی گفتن خدا قربانی می خواهد و گفته قربانی ها باید جای ویژه داشته باشد باید در معبد باشد. معبد شد خانه ابدی خدایان و مردان خدایان وثروت مند شدن مردان خدایان از اینجا بوجود امد مثل معبد امون و خیلی جا های دیگر

حتی بعد از اینکه انسان های بزرگ امدن که فرستاد خدا یکتا بودن با وجود اینکه این ادم های بزرگ گفته بودن که هیچ چیزی از کسی نگیرد وخدا اینجوری نیست که این دروغ گوها می گویند ولی باز هم عده ای از مردم سود جو پیدا شدن که حرفهای این بزرگان به نفع خودشون عوض کنن و اینان همان کسای هستن که نمی خواستن خدا پرستی واقعی شگل بگیرد وبا خرافه پرستی و با دروغ های بزرگ خدا رو جوری دیگر نشان می دهند

فقط می شه گفت تمام کار های غلط ریشه در گذشته دارند رشیه در بی سوادی وبی خرد دارد

 
 
 
 
 
 
 
نویسنده : بوف ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱۳
تگ ها: خدا
comment نظرات () لینک


+ سکس

چند روز پیش توی سایت رادیو زمانه مطلبی در باره سکس و نیاز اموزش سکس خواندم که توی اون به این مسله مهم اشاره شد بود که سکس در ایران یک میوه ممنوع است و هرگز درباره اون صحبتی نمی کنند چه برسه به اینکه اموش هم بخوان بدن . در ادامه این

مقاله یه مصاحبه با یه دختر 28 ساله چاپ شد بود و برای جالبی و کاربر پسند شدن سه تا دونه عکس هم زده بود که هیچ گونه چیزخاصی که بخواد ضد خانواده یا ارزش ها باشه درون عکس ها نبود .

در کل مثل همیشه که من حوصله خوندن کامل چیزی رو ندارم مستقیم رفتم سراغ نظرات بیندگان و خوانند گان این سایت خیلی ها نظر داد ه بودن که این نشان می ده این مسله چقدر برای مردم مهمه حالا کار به خوب و بدش نداریم نکته جالب دیگش این که بیشتر نظرات مال خانم ها بود که خیلی بیشتر از مرد ها بود و خیلی از این بحث استقبال کرده بودن و خواهان بیشتر مطرح شدن این بحث واموزش اون شد بود که ما با این مورد هم کاری نداریم.

ولی چیز که من کار داریم فقط یه چیز :

یه زمانی پیر خردمندی می خواست یه نقطه دور رو به شاگردش نشان بدهد و چیزی رو درباره اون نقطه به شاگردش یاد بدهد بخاطر همین با انگشت خودش اون نقطه رو نشان می دهد که ناگهان شاگرد رو به استاد می کند و می گوید استاد انگشت شما یک مقداری کژ است بعد از این حرف استاد نگاه معنی داری  به شاگرد می کند و به شاگرد می گوید دیگه به تو چیزی یاد نمی دهم چون تو فقط نوک انگشت من را می بینی نه اون نقطه رو که انگشت منبه تو  نشدان می دهد.

خلاصه این براتون گفتم تا بدونید کسی که نوک انگشت رو فقط می بینه بهتر چیزی یادش ندین.توی همون نظرات بیشترین نظر در مورد عکس ها گفته شد بود. که چرا گذاشتی و یا چرا بیشتر نگذاشتی و چرا انقدر اسلامی و چرا غیر اسلامی حالا بگذریم که به مقاله نویس هم توهین کردن و هم به موضعات جانبی اشاره کرده بودن نه خود مطلب.

نتیجه:

هیچ وقت نگو قربون چشمای بادمیت برم.............

واینکه اگر انقدر مردم ما به اموزش سکس احتیاج دارن در خواست بدین من یه سایت پر از کتاب های اموزشی سکس سراغ دارم ادرسش بزارم اینجا

 
 
 
 
 
...
ادامه مطلب
نویسنده : بوف ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٠
تگ ها: س ک س و اموزش و زندگی
comment نظرات () لینک


+ مست و دیوانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه             صدبار تو راگفتم کم خور دوسه پیمانه

در شهر یکی کس را هوشیار نمی بینم            هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه

تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می          زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه

 ای لولی بربط زن تو مستتری یا من                ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه

از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد              در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

ون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد       وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان        نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه

نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل                  نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه

گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت       گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه

من بی‌دل و دستارم در خانه خمارم                 یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه

 

نویسنده : بوف ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بنام خدا

بنام خدا

یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچ کی نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همیشه با خودم فکر می کردم اگر غیر از خدا کسی نبود پس قصه گو چطوری می خواد درباره قصه اش حرف بزن پس این همه شخصیت توی قصه اش از کجا امد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب چون من دیونه هستم نمی تونم درست فکر کنم حتمااااااااااااااااااااااا

نویسنده : بوف ; ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک