چند وقت پیش داشتم یه اهنگ از چاوشی می شنیدم در مورد خود کشی که در ان چند نفر با هم درباره کسی که می خواست خودش از بالا به پایین پرت کند حرف می زدند.

چی شده، منم الان رسیدم می گن می خواد خود کشی کنه ،برای چی،عاشقی،خوشی زده زیر دل،یعنی چی، رفیقاش می گن یه دختری می خواسته بهش ندادن،این همه ادم این مشگل براش پیش میاد ادم اگر اراده داشته باشه این کار نمی کنه ادم اگر مرد باشه، خود کشی کار ادمهای ضعیف

واقعا خود کشی چیست واقعا چرا یک ادم دست به این کار می زند

 

 

.همه می دانند که ادم از مرگ فراری است پس زمانی که یک انسان به استقبال مرگ می رود باید اتفاق مهمی براش پیش امده باشد باید زجر زیادی کشید ه باشد که تن به مرگ و سیاهی گوربدهد .خوب که فکر می کنی این زجر ادم های اطراف اون کسی که می خواد خود کشی کند برایش بوجود اورده اند تمام مردم که توی اجتماع هستن با رفتارشان با کارهای که می کنند باعث می شن یکی خود کشی کند .انقدر این مردم پست هستند که حتی وقت مرگ وبعد از مرگ هم دست از سر کسی که خود کشی می کند بر نمی دارند یکی نیست بگوید بابا کثافت ها شما باعث این کار شدین با کارهای که می کنید شما ان  فرد را به مرز جنون رساندین و ان کسی که خود کشی می کند باید ادم خیلی خوبی باشد وگرنه می تواند کاری کند که همرا خودش خیلی ها هم از این دنیا بروند، در هر صورت حداقل اگر ما یه کمی وجدان داشته باشیم باید به این موضوع جوری دیگر نگاه کنیم باید دنبال دلیل واقعی ان بگردیم نه اینکه باز انرا سر کوب کنیم اگر بخوای درست به این جریان نگاه کنیم خودکشی چیزی هست که هر روز ما انجام می دیم ولی از لحاظ ما این کار ها خود کشی حساب نمی شود.اگر بخوای خوب به جریان نگاه کنید کشتن نفس انسان خود کشی است نه کشتن تن، ما هر روز زیر بار هزاران کار کمر خم می کنیم زیر بار همه حرفی می رویم تن به هر خفتی می دیم چیزی به اسم نفس برای ما ادم ها وجود ندارد ما هر روز نفس خودمان را می کشیم. این خود کشی این نفس کشی گناه این کار از تن کشی خیلی بیشترگناه دارد. ادم باید اول نفس خودش را بکشد تا بتواند بعدا تنش بکشد توی جامعه ما هزاران نفر با خفت زندگی می کنن از اون زن های که تنشان را می فروشن نمونه از این ادم ها هستن انان هر روز خود کشی می کنن یا این همه پدر که بخاطر فرزندان وهمسران نشان دارند تن به هر کاری می دهند وهزاران نمونه دیگر اگر خوب نگاه کنید کشتن تن خیلی بهتر از کشتن نفس است. کسی که تنش از این دنیا رها می کند خیلی بهتر از کسی است  که انقدر پست وبی ارزش است که حتی شهامت این کارهم ندارد که تن به هر کاری می دهد زیر بار ظلم هر کس و نا کس می رود ایا بنظر شما این خود کشی است یا کشتن تن خود کشی به حساب می اید

نمونه فرق بین خودکشی وتن کشی رو می توان اشاره به رهبر بزرگ ادولف هیتلر و دیکتاتور احمق صدام حسین کرد.

ادولف هیتلر که هرگز دست به کشتار دست جمعی نزد و به جنگ مردانه اعتقاد داشت با وجودی که المان خود سازنده گاز شیمایی بود وهست هرگز در جنگ از ان استفاده نکرد.با وجودی که خیلی ها لقب دیکتاتور به او داده بودن ولی او هرگز کاخی برای خود نساخت او هرگز پولی برای خود بر نداشت برای همین هیچ وابستگی به دنیای مادی نداشت زمانی که برلین در استانه سقوط قرار داشت ودیگر هیچ کاری از کسی بر نمی امد با نامزدش ازدواج کرد و٢۴ ساعت بعد همرا با همسرش دست به تن کشی زد با شلیک کلوله وهمسرش با خوردن سیانور وبعد به دستور خودش جناز او و همسرش را سوزاندن.

از سوی دیگر تاریخ دوباره تکرار شد واینبار بغداد بجای برلین  واینبار صدام بجای هیتلر هر چند که هیتلر ان مرد بزرگ کجا و صدام حسین هوس باز کجا .

صدام حسین که دیکتاتور به تمام معنا بود در جنگ های خود دست به چپاول ودزدی وکشتار جمعی فراوانی زد

اوحتی به مردم کشور خود هم رحمی نکرد ،به دستور او کاخ های فراوانی ساخته بودن ومجسمه های فراوانی او که به یک زن قانع نبود.پسر بزرگش دختران زیبا وحتی زن های شوهر دار براش می اورد.او ملییارد ها دلار در امد نفت عراق را در بانک های سویس به اسم خودش گذاشته بود.زمانی که بغداد سقوط کرد به داخل یک سنگر لانه روباه ی که  سربازان در زمان کمین چند ساعت برای خود می سازنن وتنها می توان در ان ساعتی را تحمل اورد روز ها را سپری کرد وبا خفت هر چه تمام تر زندگی کثاف بار خود را ادامه داد وحتی در این زمان دست از پولهای عراق بر نداشته وبروی یه کیف پر از پول می خوابید بعد از چند روز دستگیر شد ودیگر خودتان دیدی که با چه خفتی در جلوی دوربین معاینه وبعد دادگاهی وبعد هم اعدام شد ایا این کشتن شخصیت دیکتاتور نبود ایا این کشتن غرور ملت عراق نبود که فردی که ٣٠ سال بر انها حکومت کرد با این وضع اعدام شد .

فرق بین خود کشی وتن کشی همین است مرگ با شرافت وزندگی با خفت وکثافت بار............