خدای هر کسی به اندازه عقلش

.انسان همیشه به دنیال خدا می گردد چون در ذات انسان گرایش به خدا وجود دارد اگر به تاریخ نگاه کنید می بینید که همیشه انسان به دنبال خدا برای خودش بوده از نخستین ادم ها تا امروز که پیشرفته ترین ادم ها روی زمین  زندگی می کنند. در ابتدا که عقل بشر کم بود خدا را همان قدرت های طبیعی می دانست مثل خورشید ،ستارگان و گاو و خرما....شروع به پرستش کرد چون عقل انسان در این حد بود هر کسی ان چیزی که توی طبیعت بیشترین سود را بهش می رسانید می پرستید .مثلا فکرش را بکنید توی یک جنگل بزرگ دارید زندگی می کنید پر از حیوانات درنده .شب های وحشناکی دارید چون بیشتر شکارچیان برای شکار شب را انتخاب می کنند پس باید برای انسان بی دفاع که تنها پوشش اون برگ درختان وخانه اش روی درختان یا توی غاره ها یوده است.شب خیلی ترسناک و وحشتناک باشد و همین که صبح می شود خورشید که بالا میاد همه موجودات ترس اور و خطر ناک و اهرمنی با دیدن نور خورشید به لونه های خودشان می روند چرا چون خدا امد و دیگر جای برای اهریمن و تاریکی نیست خورشید خدای بزرگ طلوع کرده است. و یا فکرش کن توی بیابان بی اب و علف روز بهتر است یا شب برای یک انسان اولیه معلوم که شب چون خورشید توی روز انقدر گرما تولید می کنه که شبیه یه جهنم سوزان است که این کار فقط کار اهریمن است ولی شب هوای خیلی خوبی دارد از طرفی ماه شب را روشن می کند و ستارگان مسیر را نشان می دهند توی بیابان اگر ستاره ها وجود نداشته باشند پیدا کردن راه غیر ممکن است مثل دریا پس گم می شوید اگر گم شدی دیگر گروه امداد نجات نیست که بیاد دنبالت پس می میری ولی خوب خدای بزرگ ستارگان هستند که راه زندگی رو نشان بدهند. و یا گاو شما خودتان رو بزارید جای انسان اولیه کسانی که تو روستا زندگی می کنند می دانند گاو چقدر مفید است گاو به ادم شیر و چقدر چیزهای دیگر که از خود شیر بوجود میاد و گوشت می دهد و حتی از مدفوع گاو خانه سازی می کنند از همون مدفوع گاو بعنوان دارو استفاده می شود حتی زمان حمله پشه ها با سوزوندن مدفوع گاو پشه ها را فرار می دهند و هزار استفاد دیگر که از چرم و شاخ اون می کنند  پس این موجود که هم ظاهر جالبی دارد و هم سود بسیار و زندگی بخش است ،خدا هست .و یا توی عربستان خدای خرما وجود داشته عرب ها که چیزی برای خوردن نداشتند بجز خرما و این خرما بود که اونا رو نجات می داد پس شد خداشون شاید شنیده باشید یا خدا رو بخواه یا خرما که از این جریان می اید البته لازم به یاد اوری است چون عقل بشر اولیه کم بود وقتی خیلی گرسنه بود خدا رو هم می خورده( خوب عقلش در حد یه بچه هست اگر از یه بچه بپرسی خدا ی تو چی می گه پفک بچه بفک دوست داره ولی وقتی گرسنه هست می خوردش).

هر کی بریز شاه دونه فکر می کنن خداشون

خلاصه بعد از گذشت چندین هزار سال که بشر توانست پیشرفت کند وخانه بسازد سلاح بسازد و فهمید خیلی چیزا رو و براش عادی شد خیلی چیزا و با پیشرفت علمش دلیل خیلی چیزا رو فهمید رنگ خدا عوض شد انسان با خودش فکر کرد و فهمید که خیلی چیزا جز طبیعت واین ها خدا نیستند پس دست از پرستش برداشت ولی خوب خدا هنوز نیاز ذاتی انسان بود پس دنبال خدا باید گشت خدای که خورشید را بوجود اورد خدای که ستارگان را بوجود اورد چون انسان دست به ساختن زد فهمید هر چیزی اطرافش باید ساخته بشود. اینجوری نیست که خودش بوجود بیاد واژه خدا در فارسی به معنا مالک هم هست که در زمان قدم کسی که خانه می ساخت مالک اون خانه خودش بود وسازنده اون خانه هم خودش بود پس خدای خانه بحساب می امد پس کسی صاحب این خونه هست این جهان بزرگ افریده ( حالا بچه ما بزرگ تر شد دیگه پوفک مال بچه ها هست الان دوچرخه می خواد پس خدای که قابل ساختن باشه بوجود میاد بت ها رو می سازن یا همون دوچرخه ها برا بچه که یه کمی بزرگ تر شد ).بعد بت پرست شد چون بنظرش باید خدا جنبه مادی داشته باشه وقابل دید باشه خیلی مسخره هست خدارو نشه دیدی و خود خدا هم نتواند ببیند و نتواند بخورد یا دست پا نداشته باشد اگر به انسان اون موقع بگی خدای وجود دارد اما قابل دیدن نیست مسخرت می کرد خدا که دید نمی شود؟

 جالب این که انسان همیشه از گذشته خود وام می گیرد و حتی بعد ساخت بت ها رو مثل چیز های که پرستش می کردند ساخته اند مانند بت های که سر گاو داشتن.بعد از این دور انسان در مرحله گذر از خدای مادی به خدای غیر مادی قرار می گیرد رو به پرستش خدا های قصر های بزرگ می اورد یعنی پرستش انسان های قدرتمند و چون اولین اجتماع انسانی در دست زن ها بود پس زنان صاحبان قدرت به حساب می امدن وخدایان زمین های بسیار وخانه ها بزرگ (بچه به سن احتیاج جنسی رسید زن نشانه باروری وسنبل احتیاج جنسی) و این جا هست که الهه ها نیمه خدا بوجود می ایند مثل الهه باروری یا الهه اب های روان الهه پاکی و خیلی الهه های دیگه که زن هستن توی این مرحله گذر بعد از یه مدت روش زندگی عوض می شه حال کم کم قدرت داره دست مرد ها می افته چون کار کشاورزی و کار های دیگه احتیاج به قدرت بدنی زیاد دارد مرد ها این قدرت بدنی رو دارن از طرفی الهه ها احتیاج به همسر دارند برای نیاز جنسی پس باید مردی از نوع الهه بوجود بیاد یعنی خدای مرد خدای جنگ خدای مرگ و خدا پهلوانان این مرحله ادامه دار تا انسان از مرحله مادی پرستی به روح پرستی و بعد به خدا پرستی تبدیل می شه بعد از یک مدت که دانش بشر بیشتر می شه و تقریبا رفاه برای مردم بیشتر می شه و درک می کنه که همه انسان ها یک سان هستن پس اون نیمه خدا هم چون مثل ما هست دیگر خدا نیستند. خوب بازم خدا نیست و نیاز ذاتی انسان رو روی به خدا می اورد حالا می دونه هیچ کاری بی دلیل نیست و هیچ چیز ساخته نمی شود جز اینکه کسی بسازتش از طرفی این می داند که خودش با بقیه جانوران فرق دارد دلیل این فرق را روح می داند. برای خودش روحی در نظر می گیرد پس خدا باید همون روح باشد. و روح ما باید بخشی از خدا باشد و کسی اون بوجود اورده باشه پس خدا. وجودی یا روحی هست که بزرگ افریننده هست ولی دیده نمی شه همه قدرتها دست او هست هیچ چیز بی اراده او جابجا نمی شود حتی برگ درختان و از طرفی چون خدا بعد دورانی که مرد قدرت داشته بوجود امد خدا مرد بحساب می اید مثل الله که مذکر مجازی است بعد سالیان دراز که بشر شروع به ساخت ماشین ها می کنه و اختراعات بزرگ شگل می گیره .خدای ماشینی بوجود می اید اکنون در کشورهای اروپای خدای ماشینی وجود داره خدا که دید نمی شود افرینده هست قدرت مطلق هست ولی خوب مثل یه نفر که یه وسیله می سازد مثل کسی که بازی کامپیتوری می سازد دیگه کاری نداره که داخل چه اتفاقی می افتد چون اون خدا قادر توی اون اختراش یک سری قانون گذاشته و اون قوانین اگر بفهمی و رعایت کنید می توانید خیلی خوب از اون اختراع استفاد کنی یا همون بازی و اگر خلاف قوانین عمل کردی با همون قوانین کارت را تمام می کند فعلا که خدا توی اروپا برای مردم اینطوری تا ببینیم بعدا خود چطوری می شود

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

نتیجه

از ماست که بر ماست

این اتفاقات نشون می دهد اشتباه از ما هست که خدا رو نمی توانیم بشناسیم نه از خدا ،اگرعلم ما پیشرفت بیشتری کند به خدای واقعی نزدیک تر می شویم خیلی کار های ما اکنون می کنیم ریشه در فکر های گذشته ای  ما دارد مثل همان شمع که هنوز در خیلی از ادیان  استفاد می شود که ریشه در اتش مقدس دارد یا همان حرف که هر وقتی که داشتی اب روی اتش می ریختی بزرگ ترها می گقتند بسم الله بگو جن و پریا برن ولی نمی دانستند دلیلش این که می خواید اتش مقدس خاموش کنید باید از خدا صاحب اتش مقدس اجاز بگیرید یا این که بزرگان ما می گن اب روشنی که اونم ریشه در تاریخ گذشته ما دارد خیلی چیزا دیگه که ما بعنوان نشانه ازشون استفاد می کنیم ریشه در ایین های گذشته دارد مثل چشم زخم ها و خیلی چیزا دیگه حتی نگاه ما به خدا هم هنوز الوده به گذشته ما هست هنوز که هنوز ما خدا رو با احتیاجات خودمان می جویم  زمانی که مشگلی داریم  زمانی که کم بودی داریم رو به خدا می اوریم و پرستش می کنیم التماس می کنیم خواهش می کنیم ولی همین که احتیاجات مون برطرف شد رو می اوریم به کار های اشتتاه  خودمون مثل گذشتگان که بخاطر احتیاج خدا می پرستیدن وبخاطر ترس. هنوز که هنوز خیلی از ما ها خدا رو بخاطر بهشت و جهنم می پرستیم نه خود خدا . هنوز که هنوز ما خدا رو از دریچه عقل ناقص خودمون می بینیم . هر کسی خداش در حد عقل و شعورش. ادم دروغ گو خداش دروغ می گوید و به ادم اجازه می دهد برای اینکه اتفاق بدی نیفتد شما حقیقت را پنهان کنید ادم دزد خدایش دزدی می کند  و اجاز می دهد که در جنگ بتوانی اموال دیگران را بدزدی ادم زنا کار خدایش زنا کار است و اجاز می دهد شما مالک زن های شوهر دار بشوید ادم مال مفت خور خدایش مال مفت خور است و قربانی می خواد ادم اهل هوس جنسی خدایش اجاز هوس بازی می دهد ادم شراب خور خدایش اجازه شراب خواری می دهد ........

هزاران اشتباه ما که به نام خدا تمام می شود افریدگار پاک که هیچ گونه دخالت در این کار های پست ندارد ولی ما به نام اون این کار ها رو انجام  می دهیم و بعد می گویم خدا گفته خدا خواسته هنوز که هنوز ادم های  جاهل بت پرستی رو دارن ادامه می دن هنوز خیلی ها در مرحله گذر از خدای مادی به خدای معنوی هستن ورو به پرستش انسان های نیمه خدا اوردن....................................................

 

ادم تنبل عقل هفت پادشاه داره

در همون زمان ها که انسان بدنبال خدا بود عده ای ادم سود جو تنبل و مال مفت خور گفتن که ما با خدا ارتباط داریم خدا قوانینی رو گذاشته که فقط ما می توانیم از اون قوانین سر دربیاوریم و خودشان را مردان خدایان نام نهادن و شروع کردن به ساختن قوانین دروغین و ثروت اندوزی گفتن خدا قربانی می خواهد و گفته قربانی ها باید جای ویژه داشته باشد باید در معبد باشد. معبد شد خانه ابدی خدایان و مردان خدایان وثروت مند شدن مردان خدایان از اینجا بوجود امد مثل معبد امون و خیلی جا های دیگر

حتی بعد از اینکه انسان های بزرگ امدن که فرستاد خدا یکتا بودن با وجود اینکه این ادم های بزرگ گفته بودن که هیچ چیزی از کسی نگیرد وخدا اینجوری نیست که این دروغ گوها می گویند ولی باز هم عده ای از مردم سود جو پیدا شدن که حرفهای این بزرگان به نفع خودشون عوض کنن و اینان همان کسای هستن که نمی خواستن خدا پرستی واقعی شگل بگیرد وبا خرافه پرستی و با دروغ های بزرگ خدا رو جوری دیگر نشان می دهند

فقط می شه گفت تمام کار های غلط ریشه در گذشته دارند رشیه در بی سوادی وبی خرد دارد