ای کاش جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی

...................................................................................................


دیدم بر سر عمارتی مردی فرد
که او گل لگد میزد وخوارش می کرد
وآن گل به زبان حال با او می گفت
هشدار!چون من بسی لگد خواهی خورد