جلادهای ترسان ترسان برابر صف می ایستی به سینه ی سرود خوان صف شلیک می کنی ترسان از مادر که گل های خشک میدان تیر را از چکمه ی تو پاک می کند - با تف از همسر که خون تازه را از دست های تو می شوید - با اشک ترسان از پدر که تفنگش را از باغچه بیرون می آورد و از برادر که گلوله هایش را می شمارد . جلادهای جوخه ی اعدام از میدان های تیر ترسان به خانه بر می گردند ترسان . (به یا د بود شهیدان کشتار سال ۶٠به دست جلاد نقاش) تابستان 61 ایرج جنتی عطایی