خیام

ای کاش جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی

...................................................................................................


دیدم بر سر عمارتی مردی فرد
که او گل لگد میزد وخوارش می کرد
وآن گل به زبان حال با او می گفت
هشدار!چون من بسی لگد خواهی خورد

/ 4 نظر / 5 بازدید
سحر

امروز به دنیای خوشی ها مستیم... فردا که رسد خاک زمین پستیم... آخر نشنیدم ز کسی در دنیا... از بهر چه آئیم و رویم و هستیم...

سحر

خیام انسان بزرگی هست...بازم ازش بنویس[گل]