مرگ و آزادی

پرنده را پرواز زاییده غریزه بود
وانسان را عشق زاییده خیال
پنجره باز است.اما نرد ه ها باقی
روح بزرگ انسانی در تن خود زندانی
گر نرده ها را بر نداری
علاج،تنها مرگ است
گاهی تلخ و برای صاحبان عقل شیرین تر از زندگانی.
بر تو درود می فرستم ای مرگ
در آن زمان که آزادی را همچون پرنده ای در قفس دیده ام
مرگ با طعم خوش آزادی...

/ 29 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره مکرم

سلام زیبا مینویسید.عذر تاخیر درگیری های زندگی فرصت زندگی رو گرفته. ممنونم از حضور شما موفق باشید همیشه

بهاره مکرم

سلام مجدد بله یک قطعه شعر زیبا و خواندنی . برای شما آرزوی موفقیت دارم.

سپیده

مرگ با طعم خوش آزادی ...باید شیرین باشه

نرگس گ.

سلام. زیبا مثل همیشه[گل]

الهام

سلام مرسی از اینکه به وبلاگم اومدین خوشحالم کردین باز هم منتظر حضورت هستم

الهام

سلام مرسی از اینکه به وبلاگم اومدین خوشحالم کردین باز هم منتظر حضورت هستم

فرشته

آموخته ام زندگی در قفس را...امتحانم کن...در قفس را که باز کنی فقط سکونم را میبینی...دلم را که گرفتی...پرواز را برای همیشه فراموش کردم...

سمیرا

سلام مثل همیشه عالی بود عید غدیر مبارک منتظرم زود بیا